چاپ کردن این صفحه
دوشنبه, 14 فروردين 1396 01:43

داستان شمس و مولانا

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای ها)

 

داستان شمس و مولانا :

معروف است ، مولانا در محضر شمس ، تلمذ می کرد ، روزی با هم از راهی می گذشتند که به رودخانه ای رسیدند ، شمس به مولانا فرمود : " دست مر ابگیر و ذکر و لفظ یا شمش یا شمس را تكرار کن ."

مولانا دست شمس را گرفت ، و ذکر یا شمس یا شمس را زیر لب زمزمه می کرد و با هم به طرف آب رفتند ، مو لانا با تعجب بسیار دید که به راحتی می توانند بر روی سطح آب راه روند .

در میان پهنای سطح آب کنجكاو شد ، ببیند که شمس چه ذکری می گوید؟

شنید که شمس آهسته و زیر لب ذکرمی گوید: "یا علی ، یاعلی ".

مولانا به صرفه افتاد که اوهم ذکر یاعلی بگوید ، چون در ذهن خود فكر می کرد ، ذکر یاعلی ثواب بیشتری برایش دارد و علی)ع( ، شخص مهمتر و بهتری از شمس است .

تا ذکر یا علی گفت در میان آب فرو رفت و چون دستش ، در ، دست شمس بود ، دست شمس را هم ، با خود ، به میان آب ، پایین می کشید .

شمس مولانا را نجات داد و بالای سطح آب کشید و گفت :" هنوز زود است تو ذکر یا علی )ع( بگویی ، حالا فعلا یا شمس بگو ، و صبر کن تا به درجه ذکر یا علی)ع( گفتن هم برسی ."

این مثال و افسانه زیبا ، در مدیریت معادل این است که در مطالب مختلف، برای همه مدیران و در همه سطوح ، نسخه یكسانی نداشته باشیم ،به مدیران تازه کار رشد متوازن آموزش داده می شود تا به معلولیت رشد اندامی دچار نشوند ، به مدیران خاص توصیه می شود ، رشد اندامی را شناسایی کنند و به سازمان خود توسعه از طرق مزیت رقابتی یا مزیت ناب ، دهند .

خواندن 3344 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 14 فروردين 1396 01:43
بانک مشاغل ایران

امید دندان نما هستم کارشناس رشته ارتباطات و از سال 84 در زمینه تبلیغات و بازاریابی فعالیت میکنم و از سال 89 با راه اندازی سایت اینترنتی اینفوجاب افتخار همکاری با بیش از 17000 هزار مرکز رو در زمینه بانک اطلاعات مشاغل و طراحی وب سایت داشتم و خوشحالم تونستم کمکی کرده باشم به فروش و رونق کسب و کار هموطنان عزیزم در سطح ایران

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آخرین ها از بانک مشاغل ایران

موارد مرتبط